تبليغاتX
رقص پرواز من -
 
حقیقت را در گلی در دستان تو یافتم, در همان تپش های گرمی که به گلبرگ جان می داد
 
اگر نقاش ماهری بودم

ازت نقاشی می کردم تا نقش صورتت جاودان بمونه...

اگر خطاط بودم

اسمت رو اونقدر می نوشتم تا دفتر زندگی ام پر بشه از طرح تو...

اگر آسمون بودم

ستاره ها رو برات می چیدم...

اگر باد بودم

صدای اسم تو رو می پیچوندم توو جنگلا...

اگر دریا بودم

قطره آبی می شدم تا لب هات رو لمس کنم...

اما

هیچ کدوم از اینها نیستم...

نقاش نیستم...

اما صورت تو رو در دلم بر سنگ می نگارم...

خطاط نیستم...

اما اسم تو رو توو سرنوشتم می نویسم...

آسمون نیستم...

اما با چشم هام بیدار می مونم تا تو آروم بگیری...

دریا نیستم...

اما اشک می شم برای تو...

باد نیستم...

 اما اسم تو رو که فریاد می زنم...

 

 

 

  نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 16:20  توسط بالدار سفید  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM