تبليغاتX
رقص پرواز من - خنجر
 
حقیقت را در گلی در دستان تو یافتم, در همان تپش های گرمی که به گلبرگ جان می داد
 
چه خوش بود کودکی مان...

موشک های کاغذی که به سوی هم

پرتاب می کردیم...

و خط خطی کردن های دفترمان...

و خوشی هایی که از کنار هم ماندن ها

به یادگار می گذاشتیم...

اما می هراسم

نکند دیگر دلمان آنقدر صاف نباشد...

نکند از کاغذ های سفید

خنجرهایی بر دل هم سازیم...

 

  نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 19:44  توسط بالدار سفید  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM