باد سوار بر کوه
موهایمان را به امتداد خود می کشاند...
بر بالای قله...
و من آرام ایستاده ام...
تو اما در طلاپوش بنفشی
بر روی هوا راه می روی...
گویی سبک تر از باد...
کوه خاموش است...
و من گفتارم را
در سکوت می گویم...
لبخند می زنی...
چیزی ما را نمی هراساند...
آرام...
دستت را سوی دستم دراز می کنی...

نوشته شده در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 0:23  توسط بالدار سفید
|