حقیقت را در گلی در دستان تو یافتم, در همان تپش های گرمی که به گلبرگ جان می داد |
If you realize there is nothing lacking,
the whole world belongs to you.
به کدامین سو شتابم؟
صدای پیچش ابرهای عشق را
در کدام زمین بجویم؟
گلستان آرزو را چیدم
با کدام گل
دشتم را سبز بنگارم؟
آسمانم
صدایش آبی ست
و طلوعش پر امید...
و سرزمینم
به نقش تو جان داد به دل...
و لبانت نفس بود که داد به جان...
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|